پنجاهو شش سال پيش تو يكي از همين روزهاي زمستاني اجتماع كوچكي منتظر شنيدن سخنان مرد اول تاريخشان بود .
پير مرد كه بخاطر روزههاي پياپي و بيماري و كار زياد، بسيار رنجور و نحيف شده بود در حالي كه بر شانههاي دو دختر تكيه زده بود وارد باغ شد.
مرد جواني كه تازه پشت لبانش سبز شده بود، با ديدن پير مرد از لابلاي جمعيت خود را به او رساند و جلويش زانو زد و بعد از تعظيم، با خالي كردن سه گلوله در سينهي پير مرد، او را كشت.
گاندي، سياستمدار مقدس هند ،رهبر هندوها و آزاديخواهي كه توانست استقلال را براي مردمش به ارمغان بياورد در كمال ناباوري توسط يكي از ناسيوناليسمهاي افراطي هندو در باغ اقامتگاه شخصي خود ترور شد؛ مرگ گاندي مولود كاميابيها و شكستهايش بود؛ جدايي پاكستان از هند از ديد همفكران مرد جوان گناه بزرگي بود كه در مقابل استقلال هند نابخشودني بود.
گاندي،مبتكر روش نويني از مبارزات مردم در مقابل دستگاه قدرتمند حكومت بود ؛ در اين روش كه با اعمال كمترين هزينه بر توده مردم بيشترين نتيجه را داشت ، ساتياگراها ناميده شد كه نوعي مقاومت منفي با روشي نوين بود و مانع ازبروز خشونت براي رسيدن به هدف مي شد ، مبارزه بر مبناي مداومت مردم در مخالفت با خطا يا قوانين ناعادلانه بود كه مردم با عدم اطاعت حقوقي و يا مقاومت مدني مخالفت خود را اعلام ميكردند؛ بزرگترين مسأله در اين روش چگونگي كنترل خشم مردم پس از آگاهي آنان است كه اگر به درستي هدايت نشود،ميتواند بزرگترين فجايع را در پي داشته باشد؛ گاندي در اين زمينه ميگويد :عدم خشونت نخستين و آخرين اصل كيش من هست، اما در اين ميان مجبور به انتخابم يا بايد تسليم سيستمي شوم كه آسيب جبرانناپذيري به كشورم ميزند يا مجبور به مشاهده رفتار جنونآميز مردم باشم كه از اين بابت عميقاً متأسرم.
اصل اول گاندي دوست داشتن دشمن و عدم خشونت بود .
وي در بين مردم، به خاطر شيوهي زندگي و نوع اعمال و بينشش از تقدس يك رهبر مذهبي برخوردار بود و اين تقدس هيچگاه به ابزاري براي اهداف سياسيش تبديل نشد چرا كه همواره از اين كه عدهاي به خاطر تعلق خاطر مذهبيشان به وي، بدون ديگاه روشني از جنبه سياسي مبارزات پيرو وي بودند ابراز ناراحتي ميكرد.
گاندي در تاريخ جهان، سياست مدار منحصربهفردي است كه بسياري از قيامهاي آزاديخواه نظير قيام مارتين لوتر كينگ متأثر از اوست؛ وي پس از پيروزي و استقلال هند بر خلاف ساير رهبران تازه به قدرت رسيده، اداره دولت را به ديگران وانهاد و تمام وقت خود را براي التيام زخم جدايي كشورش و حفظ وحدت بين اقوام مختلف گذراند.
از اولين اعتصاب غذاي كاركنان كارخانه پارچهبافي تا استقلال هند تنها يك تظاهرات به خشونت و كشتار379 نفر و زخمي شدن هزاران تن در ايالت پنجاب انجاميد و اين در عمر 28 ساله قيام مردم هند نقطه عطفي براي وحدت روشنفكران با كارگران و دهقانان معترض بر عليه دولت بريتانيايي شد.
گاندي حقوقداني بود كه زندگي سادهاش را متأثر از زندگيهمدانشگاهيش در لندن بود و وي طرز فكر و آزادي انديشهاش را مديون اين شيوه زندگي ميدانست.
هند تنها كشوري است كه مردم آن داوطلبانه به زندان ميروند و بدون خونريزي انقلاب كردند و پيروز شدند.
در پايان بايد اين نكته مهم را متذكر شوم كه مردم هند اگر استقلالشان را مديون گاندي هستند،به همان اندازه مديون دولت بريتانيا هستند؛ چرا كه اگر بهجاي دولت ليبرال بريتانيا، دولتي بر سر كار بود كه در مقابل بيقانوني خشونت بيشتري نشان ميداد؛ مطمئناً با گاندي مردم هند هرگز رنگ آزادي را نميديدند.
بعد از به ثمر رسيدن اين انقلاب هرگز خوني بابت،اعتقاد و يا مخالفت باقدرت حاكم ريخته نشد؛ و اينگونه بود كه گاندي به يك سياستمدار مقدس در تاريخ بشريت تبديل شد،راستي تاريخ درباره انقلاب ما چگونه به قضاوت مينشيند؟
